![]() |
![]() |
|
| عشق و نفرت |
|
||||
|
+ نوشته شده در
Sat 28 Jul 2007ساعت 7:29 توسط منصوره |
|
||||
|
یاد کن مرا یاد کن مرا آن زمان که دیگر دستانم تمنای دستانت را نمی کشند یاد کن مرا ان زمان که دیگرچشمانم هراسان به دنبال نگاه گرمت نمی گردند یاد کن مرا ان زمان که دیگر نفسهایم صورتت را نوازش نمی کند یاد کن مرا ان زمان که دیگر قلبم با صدای خنده ات به لرزه نمی افتد یاد کن مرا ان زمان که دستانم در خاک به انتظار دستان تو اند یاد کن مرا ان زمان که دیگر نیستم تا نجوای صدایت گوشهایم را نوازش کند یاد کن مرا ان زمان که پا در گورستان می گذاری یاد کن مرا ان زمان که از کنار سنگ قبرم گذر می کنی و یاد کن مرا هر زمان هر کجا هستی . |
|
+ نوشته شده در
Sat 28 Jul 2007ساعت 7:26 توسط منصوره |
|
|
شا عر فراموشکار بس که ماندم به غریبی وطن از یادم رفت بس که خاموش نشستم سخن از یادم رفت بس نخوردم شکمی سیر در این قحط غذا پاک سوراخ گشاد دهن از یادم رفت بس که گشتم به جهان لخت به جدم سوگند شکل تنبان وکت و پیرهن از یادم رفت بس که از دست تو در خانه نشستم ای دوست گردش گلشن و سیر چمن از یادم رفت بس که از یهر جفا چیشه کتک ها خوردم عشق بازی و شراب کهن از یادم رفت خواستم تا که بمیرم شوم اسوده ز رنج سدر و کافور خریدم کفن از یادم رفت |
|
+ نوشته شده در
Sat 30 Jun 2007ساعت 23:9 توسط منصوره |
|
|
عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ همان یک لحظه اول که اول ظلم را دیدم ٬ از این مخلوق بی وجدان ٬ جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی یکدیگر ویرانه می کردم . عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ که در همسایگی صدها گرسنه ٬ چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ٬ نخستین نعره ی مستانه را خاموش ٬ آن دم بر لب پیمانه می کردم . عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ که می دیم یکی عریان و لرزان ٬ دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین ٬ زمین را واژگون مستانه میکردم . عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ٬ هزاران لیلی ناز آفرین را ٬ کو به کو آواره و ویرانه می کردم . عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ٬ به گرد شمع سوزان ٬ دل عشاق سرگردان ٬ سراپای وجود بی وفا معشوق را ویرانه می کردم . عجب صبری خدا داره ٬ اگر من جای او بودم ...... چرا من جای او باشم ؟ همین بهتر که خود در جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد . و گر من جای او بودم ٬ این چنین کی عادلانه روی سازش سوی عادل و فرزانه میکردم ؟..... عجب صبری خدا داره !!!!!! |
|
+ نوشته شده در
Sat 30 Jun 2007ساعت 12:49 توسط منصوره |
|
نه نرو صبر کن"
قرارمان این نبود " باید سکه بیندازیم" اگر شیر امد تردید نکن دوستت دارم اگر خط امد مطمئن باش دوستدارت هستم صبر کن " باید سکه بیندازیم" اگر دوستت نداشتم " ان وقت " |
|
+ نوشته شده در
Tue 19 Jun 2007ساعت 8:58 توسط منصوره |
|
|
مکافات سيب سرخ را حوا خورد وجهان را محکوم به زندگی کرد.....
|
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Jun 2007ساعت 7:54 توسط منصوره |
|
|
||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Jun 2007ساعت 7:44 توسط منصوره |
|
||||||
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم تقدیم به عزیزترین کسم ... که وقتی مهتاجش بودم ... تنهایم گذاشت...
|
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Jun 2007ساعت 7:34 توسط منصوره |
|
|
sallam ba arze sharmandegy az in gheybate toolani omadam ke dobare in weblogoo zende konam albate in bar az iran.
mamnoon ke to in chand vaght be ma sart zadadiiin.
|
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Jun 2007ساعت 7:30 توسط منصوره |
|
|
چشات واسم مثل مورچس تو تار عنکبوت
که توش گرفتار شدم و راه نجات واسم نبود پیشرو |
|
+ نوشته شده در
Tue 31 Oct 2006ساعت 8:47 توسط عشقولی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام من منصوره هستم..................19 ساله
میگن که عشق از بین نمیره یا میمونه یا به نفرت تبدیل میشه. مال منم شده نفرت. |
| نویسندگان |
|
منصوره عشقولی |
| پیوندها |
|
حورا خانومی محمد ریحانه گلی موناوحسن احسان i love u عاشق نشو ایمان میوزیک شیما خانومی جهنم+من یه دوست بردیا |
|
RSS
|